این داستان رو توصیه می کنم حتما بخونین:
پسرکوچولو
پسرکوچولو ستاره را نگریست وشروع به گریستن کرد.
وستاره گفت:پسرکوچولوچراگریه می کنی؟
وپسرکوچولوگفت:توخیلی دوری من هرگزنخواهم توانست تورالمس کنم.
ستاره گفت:پسرجان اگرمن درقلب توجایی نداشتم توهرگز مرانمی دیدی.
نویسنده((جان ماگلیولا))
امیدوارم ازاین داستان خوشتون اومده باشه.عزیزان درباره ی این وکلادرباره ی وبلاگ برای من نظربنویسید.
باتشکر
+
نوشته شده در جمعه 26 بهمن1386 14:42 به به!چه زیباست گیلداجون
|