و ... اینم آدرس وبلاگ جدیدم :
Y e L e y L a . P e r s i a n b l o g . I r
من دیگه تو این وبلاگ نمی نویسم ! سعی کنید دیگه تو این وبلاگ نظر نذارید !
حرفای لیلای متفاوت تر ... B-)
و ... اینم آدرس وبلاگ جدیدم :
Y e L e y L a . P e r s i a n b l o g . I r
من دیگه تو این وبلاگ نمی نویسم ! سعی کنید دیگه تو این وبلاگ نظر نذارید !
بعد از زوریخ رفتیم به طرف برن و یه جایی از یه جاده پرپیچ و خم رد شدیم که خیلی هم قشنگ بود ! ![]()
برن بافتش قدیمی بود و خیلی هم تمیزو ساکت و آروم بود با اینکه پایتخت بود ! حالا تهران ... ![]()
من که خیلی برنو دوست داشتم !
۲ شب هم اونجا خوابیدیم تو هتل و بعدش راه افتادیم به طرف ژنو . البته قبلش رفتیم به یه شهر دریایی ( همه ی شهراش فکر کنم دریاییه ! ) به اسم لوزان . اونجا رفتیم سوار یه قایق پدالی شدیم خیلی حال داد ! ![]()
بعد از اونجا رفتیم به طرف ژنو و وقتی رسیدیم من با خودم گفتم
خیلی شهرش شلوغ پلوغ بود . چون ظهر رسیدیم رفتیم هتل که یه کمی استراحت کنیم بعدش دوباره بیایم شهرو ببینیم .
وقتی بر گشتیم از هتل رفتیم کنار دریا ینی دم دم دریا که نه کمی عقب تر ! ![]()
جالب این بود که هر قدمی که بر میداشتیم یه ایرانی جلومون ظاهر می شد ! بعد از ژنو هم برگشتيم خونه و ...
در کل خوب بود و خوش گذشت ! ![]()
خوب ديگه ... چيزي به نظرم نمياد آهان فقط يه چيزي : ? How is you
خدافظ . LeyLa .
نسل انسان كي منقرض مي شه ؟
امیدوارم تا می تونم با بودنت خوش بگذرونم ، تا وقتي تو هستي !
![]()
حیف که زود تموم میشی ! ولي همين كه چند ماه هستي بازم خوبه ! ![]()
اول راهنمایی راحت بود ... وای خدا کنه ۲۰ شم ! تا حالا که چیزیو کم ننوشتم ! غلط هم ... نوشتم ولی همون قدری هم که می خواست درست جاش نوشتم ! خدا کنه غلط نگیرن !
( چه بی ریخته این شکلکه ! )
خوب دیگه کاری ندارم ... خدافظظظ !
آخرنوشت اول و آخر : آخر آهنگرو دوست دارم ![]()
--------
به اون روز پرخاطره فكر مي كنم ، به اون شاديا و خوش حاليا ، به اون لبخندا ... به اون " فردا "يي كه با كوله بازي سنگين ، زود و اومد و زودم رفت و ديگه هيچ وقت خبري ازش نشد .
آره ، " فردا " اومد و رفت ، اما خاطراتشو جا گذاشت و منم اونا رو توي ذهنم گرو گرفتم تا بدونم بالاخره " فردا " پيداش مي شه ...
به اميد " فردا "يي پر از شادي و خوش حالي ، پر از لبخند ، پر از خاطره ... ! :)
دیروز آخرین روز مدرسه بود ... چه زود تموم شد اول راهنمایی
خداحافظ ، تا ...
آخر امتحانا ( ۲۱ خرداد )
... ![]()
امشب ، دو تا ستاره ي پر نور و خندون ، خوش حال تر از هميشه ، به هم چشمك مي زنن ... !
خیلی امل و اسکل و خرگلن !
برای ریاضی و حرفه اصلا وقت نذاشتن
اونوقت برا املا انشا یه روز و نیم وقت گذاشتن ! ... میبینی توروخدا ؟
من نمی دونم کودوم بی عقلایی به کودوم اسکل و مردم آزاری گفتن بیا برنامه ی امتاحانای خرداد راهنماییای فلک زده رو طراحی کن
بابا حداقل مراعات اولا رو بکنن سال اوله همه چی واسشون جدیته
خدا نگذره ازشون ! فردا هم که امتحان قرآن شفاهی خردادو داریم ![]()
حالا اینا رو داشته باشین تا بعد ... ! ![]()
![]()
=> شیشه پاک کن گلی !
توی یه جنگل پر از درخت گردش می کنم ، زير درختا استراحت مي كنم و تفنگمو بر مي دارم و آماده ي شكار شيپيش مي شم ! آخه تنها غذاي من توي اين جنگل انبوه شيپيشه ! يني اينجا يا درخت هست يا شپش !
( نوشته هاي يه شپش همنوع خوار ! )
با باد به دور دست ها مي روم ...
چقد بلاگفا قاطه ها ! ميرم مي زنم آخرين نظرات خوانندگان ، بعد از اينكه يه قرن طولش داد ، مي نويسه : نظري براي وبلاگ به ثبت نرسيده است ! ![]()
![]()
يه چيزيت مي شه ها بلاگفا ! مواظب خودت باش !
یکی اومده تو كلاسمون جديد
حالا قدر كلاس خلوتو مي دونم ...
اه ... چقدر بدم مياد يكي جمعمونو به هم بزنه ، يكي كه نمي شناسيمش ![]()
![]()
------------------------------
فعلا ۲ تا از امتاحاناي ميان ترم دومو دادم : علوم و عربي
علوم : علوم بيست شدم و خيالمم ازش راحت شد
من بد بخت نشستم تموم روزو علوم خوندم مهمونم كه داشتيم فقط رفتم سلام عليك كردم ، كلي جون كندم ... آخرش معلممون همون تكليفاي عيدو ازمون امتحان گرفت ![]()
![]()
واقعا نمي دونستم بايد خوشحال مي بودم يا ناراحت ! ![]()
عربي : عربي همرو خوب دادم به جز يه بي دقتي ... كه نمرمو كرد ۵/۱۴ از ۱۵ .
( از قيافه ي شكلك ناراحت بدم مياد )
اصلا من هميشه به خاطر بي دقتي امتاحانامو خراب مي كنم
مثلا كلاس چهارم كه بودم امتاحان نيم ترم دوم رياضي رو به خاطر اينكه ۵۳ رو بر اثر بي دقتي نوشتم ۳۵ ، نمرم شد ۵/۱۹
...
خلاصه كه من از بلد نبودن نمرم كم نشد و همينش مهمه
( خوش بينم من
)
۳ شنبه هم امتاحان تاريخ داريم ببينيم اونو چي كار مي كنيم ... ![]()
ولی آخه نمی شه که ...
امروز صبح كه از خواب بيدار شدم ، گفتم : خدايا هر چي مدرسه هست از رو زمين ور دار ! ![]()

... ديروز تو تلويزيون ديدمت ... بابا معروف ! ... ![]()

من بد بخت تو مدرسه : تشنم بود رفتم از سماور آب ريختم ديدم چه خنكه ، وقتي خوردم هر چي گچ بود رفت تو دهن و حلق و ... ![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
روز به روز دارم به اطلاعات بيشتري درباره ي " كد قالب و ويرايش اون " دست پيدا مي كنم ...
!!! ايول به ليلا !!!
شايد يه روز يه سايت قالب هم زدم ... !
بازم :!!! ايول به ليلا !!!
------------------------------------------------------------
بعضیا خیلی پر رواند هیچی بهشون نگی همه چی از اون دهن گشادشون می ریزه بیرون بدون کنترل ...
تنها برخوردی که میشه با این آدمای منگل که خیلی هم فکر می کنن بزرگن باید کرد اینه که در برابرشون گذشت کرد ... تا شاید خودشون سر عقل بیان ... و من هی می خواستم این جور چیزا رو ننویسم توی وبلاگم ولی دیدم نمی شه نمی تونم جلوی خودمو بگیرم ... !
آهای --- جون , حرفاتو نشنیده می گیرم !
(به شرط اینکه دفعه ی آخرت باشه ... آفرین کوچولو !)
خیلیییییییییییی خوش می گذره و
.
.
.
.
فقط ۴ روز دیگه مونده تا بریم مسافرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت![]()
و همچنین:
.
.
.
.
.
فقط ۵ روز دیگه مونده به عید ... همگی با هم هووووووورا![]()
دس بزنین
شادی کنین![]()
خدا کنه دوچرخمو بیارم ... و فکر کنم که میارم چون با اینکه باربند دوچرخه نداریم ولی ۲چرخه ی من تا می شه!![]()
![]()
فکر کنم این آخرین آپه ۸۷ باشه
به همه تعطیلات نوروز خوش بگذره
خدا فظظظ!
(بیشتر بهش میاد شیشه پاک کنه تا خداحافظی!)
راستییییییییییییییییییی یادم رفت بگم که من نظرات رو فعال می ذارم حالشو ببرید! فقط از اعتماد من سوءاستفاده نکنید لطفاااااااااااااا"
عید همه مبارک ! ۸۸ خوبی داشته باشین!
امسال هم با همه ی خوبیا و بدی هاش ... داره تموم میشه!
حالا یه مطلبم درباره ی همین موضوع میذاریم!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دیروز رفتیم یه شهری که توش کارناوال بود ...
خیلی باحال بود ... پر شدیم از خورده کاغذ! جیبامون پر شدن از شوکولات ...
خلاصه خیلی حال داد ...
کاش هر کسی دنیاشو با رویاهاش می ساخت ... خیلی خوب بود بود اون جوری ...
...
"کاش" هم دنیای شیرینی داره ... یه جور رویاست ...
...
کاش "کاش"هام همشون بر آورده می شدند ... کاش ...
...
"عمر" با شتاب از کنارم رد شد و من هنوز دارم تو مرداب عمیق "کاش"هام دست و پا می زنم ...
امروز رفتیم آکواریوم بالاخره طلسم اردوی امسال هم شکسته شد ...
خیلی باهال بود تازه خرید هم کردیم!
واقعا به قول یه نفر بهتر از در افتادن با کنفر... بود!
چون خیلی گیره! و اصلا نمیشه باهاش چونه زد!![]()
خلاصه که دلتون بسوزه ... هیچی عکس نگرفتم وگرنه براتون میذاشتم تا ماهیای منقرض شده و در حال انقراض رو ببینید!
دگر بیش از این نمی گویم تا دلتان آب نشود!(بزن قدش:
)
چقد فیلمای ایرانی رو ضایه می سازن! البته بیشترشو آدم دو قسمت از فیلم رو که ببینه دیگه تا آخرشو می دونه چی میشه!
چه بیخود ... !
بعضیا چقدر پر توقع اند
؟
خیلی دوست دارم نظرتونو در این باره بدونم!
خوب چی بنویسم؟
حوصلم سر رفته
هیچ چیز خاصی نیست بخوام باهاش سرگرم بشم کامپیوترم دیگه حدی داره ...
هرچی کتاب توی خونمون بوده تهشو در آوردم حتی اونا که به دردم نمی خوره![]()
از یه کتاب توی این دنیا خوشم اومد که اونم باید یه سال و خوردی صبر کنم تا بهش برسم![]()
راستی یه کتابه هست:بامداد خمار؟خوب؟همه می گن خیلی قشنگه ولی من اصلا خوشم نیومد نمی دونم چون شاید اندازه ی سنم نیست این جوری فکر می کنم فقط همین قد از این کتاب می دونم که خیلی خسته کنندست و من ۲ هفته زور زدم ۵۲ ص بیشتر نخوندم بقیشو دخترعمم برام تعریف کرد
درصورتی که یه کتابه هست ۳۰۰ صفحست و من چون دوست دارم بدونم چی میشه و از کتابشم خوشم میاد دو - سه روزه تمومش کردم!
خوب دیگه چی؟از مدرسمون یه خورده بگم که خیلی حال میکنم باهاش چون مثه مدرسه های ایران نیست پلیس مدرسه و از این کامبیز بازیا هم نداره هر کی هر کار خواست می کنه آخرشم خودشو میکشه کنار ... در واقع مثه پست بالایی ببخشید پایینی عمل میکنه!اگه می خواید کمی بیشتر بدونید بری یه سری به این وبلاگ بزنید ...
فعلا که دیگه چیزی نیست بخوام در موردش بگم پس تا بعد خدا فظظظ!
مثلا می خواستند ما رو ببرن اردووووووو![]()
دیییییییر رفتیم گفتن وقتتون تموم شده!![]()
برن بمیرن!![]()
تقصیر خودمونه اول باید راه رو یاد می گرفتیم بعد می رفتیم!![]()
خلاصه که خیلی اعصابم خورد شد
اه اینجام که شکلک عصبانی رو نداره ...
همه چیزم به باد رفت!
خیلی حال میده آهنگی رو بیاری که خیلی ازش خاطره داری بعدش بذاری تو گوشت بخونه و چشماتو ببندی با تمام وجود بهش گوش بدی ... نه ؟
تولد انقلاب
۲۲ بهمن مبارک باشه
امروز علاوه بر تولد انقلاب تولد یه نفر دیگه هم هست که براش آرزوی پیروزی و موفقیت درکارش رو میکنم...!
خدایا!منگلان وبی مخان رو شفابده!
خدایا!اونایی رو که فکر میکنن فقط خودشون توی این دنیا وجود دارن و از همه بزرگ تر و باعقل ترن رو شفای عاجل عنایت فرما!
خدایا!اونایی رو که میخوان خودنمایی کنن و خودی نشون بدن رو ادب کن!
خدایا!به زشتا یه خورده صبرو تحمل و همچنین مخ عطا فرما تا به خاطر خوشگلی کارای دیوونه هارو نکنن!(آخه این موضوع منو خیلی برده توی فکر)!
خدایا!به بعضیا عقل گرامی بده تا به خاطر کارای بیخودی وقت خودشون و دیگرانو تلف نکنن!که آخرش هم هیچی به هیچی!
خدایا! . . .
الهی آمین!
خلاصه که من با الکی خندیدن هال میکنم حالا الکی هم نباشه مثلا به یاد آوُردن بعضی چیزا خاطره ها اسما اسمایی که برای همدیگه انتخاب کردیم(لقب!)وخلاصه هرچیزی ...
وقتی میخندی برای چند لحظه هرچند کوتاه هرچی بوده فراموش میکنی و فقط شادی حتی اگه قبلش غمگین بوده باشی!که انشاا... نیستی!
پ.ن:هدفم از وبلاگ زدن که یکی پرسیده چیه اینه که اولش همین جوری وبلاگ زدم اگه یه نگاهی به اولین پست ها بکنین میبینین که معمولا از جایی مینوشتم و یا مثل تازه واردا می نوشتم و عکس میذاشتم و ... خلاصه هدف خاصی نداشتم ولی الان که بیشتر فکر میکنم میبینم که آدم یه خورده با وبلاگ نویسی احساس سبکی میکنه نمی دونم شماهم این احساسو دارید یا نه ...
پ.ن:چرا بعضیا فقط برای خودنمایی و مثلا اینکه خوشگل بشن توجه کنین: فقط برای خودنمایی و برای اینکه خوشگل بشن(البته به خیال خام خودشون) دست به یه کارای خیلی عجیب و غریب میزنن؟
(اینجا دیگه واقعا نیاز بود!)
دیگه واقعا برام مهم نیست ... من که برای دیگران زندگی نمی کنم ... می کنم؟؟؟
آخر نوشت۱:دلیل اینکه نظراتمو گذاشتم کابل برق فقط برای این بوده که دوست نداشتم به جای همین کابل برقی که الان هست،كلمه ي نظر باشه!حالا بعد از اين مسئله دليل انتخابم براي كلمه ي كابل برق،اين بوده كه هم خنده داره حداقل براي خودم و هم اينكه كلمه ي ديگه اي پيدا نكردم!!!
آخرنوشت۲:واس چي فونت Tahomaم ها رو کوتاه مینویسه؟؟؟![]()