تبليغاتX
لي لي حوضک

لي لي حوضک

حرفای لیلای متفاوت تر ... B-)

به " فردا " فکر می کردم ، به " فردا "يي كه تو راه بود ، به " فردا "يي كه هنوز نيومده بود ...
به " فردا " نامه نوشتم كه : بيا ، زودم بيا ، ولي با كوله باري پر از شادي و خوش حالي ، پر از خاطره ، پر از لبخند ، بيا .  

--------

به اون روز پرخاطره فكر مي كنم ، به اون شاديا و خوش حاليا ، به اون لبخندا ... به اون " فردا "يي كه با كوله بازي سنگين ، زود و اومد و زودم رفت و ديگه هيچ وقت خبري ازش نشد .
آره ، " فردا " اومد و رفت ، اما خاطراتشو جا گذاشت و منم اونا رو توي ذهنم گرو گرفتم تا بدونم بالاخره " فردا " پيداش مي شه ...

به اميد " فردا "يي پر از شادي و خوش حالي ، پر از لبخند ، پر از خاطره ... ! :)


دیروز آخرین روز مدرسه بود ... چه زود تموم شد اول راهنمایی


خداحافظ ، تا ...

 آخر امتحانا ( ۲۱ خرداد )  ...

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

خوشبختانه معلم خود ریاضیمون اومد راحت شدیم از دست ن----د
حوصلم سر رفته با این که مشق دارم و هیچیشم انجام ندادم اومدم یه چیزی بنویسم همین طوری علفی !
دیروز یه چیزی رو فهمیدم و به دیوونگی و دهن لقیش ۱۰۰ در ۱۰۰ اطمینان قلبی و روحی و جسمی پیدا کردم !  آدم شده واسه من ! آدمش می کنم !
اههههههههههههههههههه !  جای عید امسال یه چیز مزخرف تر داره نشون میده ... مجبورم از بیکاری حاد مزمن بشینم نگا کنم !!! سریالای نوروز امسال چقدر چرت و بی مزه بود !
خوب دیگه پاشم برم یه خورده به درسام برسم برای اولین بار هم که شده یه خورده علوم بخونم بلکه فردا چار تا مثبت دیگه هم بگیرم !
فعلا خدافظ !
+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

 صدای پاهاتو می شنوم که به طرف من میای و قدمای خستتو می بینم که دارم تندتر از همیشه پیش می رن .
بالاخره از راه می رسی و میای کنار من میشینی . به هم نگاه می کنیم و با یه لبخند همه چیز بینمون ردو بدل میشه .
... قاصدكا رو فوت مي كنيم ، گلا رو نوازش مي كنيم و به غروب آفتاب نگاه مي كنيم . خورشيد سرخ تر از هميشس ...
بلند مي شيم ، دستاي همديگرو مي گيريم و به هم نگاه مي كنيم . با خوشحالي سرامونو تكون مي ديم و اونوقت ... چشمامونو مي بنديم و كم كم اوج مي گيريم و ميريم بالا ، تا اينكه روي ابرا فرود ميايم ... !

امشب ، دو تا ستاره ي پر نور و خندون ، خوش حال تر از هميشه ، به هم چشمك مي زنن ... !


آخر نوشت : امروز ۲ تا امتحان شفاهي خردادو دادم و هر دوتاشم كامل شدم  وايييييييي حالا مي تونم يه نفس راحتي بكشم ... اين امتحاناي خرداد مثه چي خرخره ي آدمو مي چسبه تا نمره ي كامل نگيريمم ول نمي كنه

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

ما بیچاره هاهنوز هیچی نشده باید امتحان خرداد بدیم !

خیلی امل و اسکل و خرگلن !  برای ریاضی و حرفه اصلا وقت نذاشتن  اونوقت برا املا انشا یه روز و نیم وقت گذاشتن ! ... میبینی توروخدا ؟  من نمی دونم کودوم بی عقلایی به کودوم اسکل و مردم آزاری گفتن بیا برنامه ی امتاحانای خرداد راهنماییای فلک زده رو طراحی کن  بابا حداقل مراعات اولا رو بکنن سال اوله همه چی واسشون جدیته  خدا نگذره ازشون ! فردا هم که امتحان قرآن شفاهی خردادو داریم
حالا اینا رو داشته باشین تا بعد ... !
=> شیشه پاک کن گلی !

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 

توی یه جنگل پر از درخت گردش می کنم ، زير درختا استراحت مي كنم و تفنگمو بر مي دارم و آماده ي شكار شيپيش مي شم ! آخه تنها غذاي من توي اين جنگل انبوه شيپيشه ! يني اينجا يا درخت هست يا شپش !

( نوشته هاي يه شپش همنوع خوار ! )

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  |