تبليغاتX
لي لي حوضک

لي لي حوضک

حرفای لیلای متفاوت تر ... B-)

خود را به باد می سپارم تا مرا به دوردست ها ببرد ،
به جايي كه باران ، با شادي به زمين مي آيد ،
به جايي كه نسيم ، با گلها بازي مي كند ،
به جايي كه غنچه ها ، به اميد زندگي تازه و پر از خنده ، به دنيا لبخند مي زنند ،
و من در آن لحظه ، باران شادمان را احساس مي كنم و با نسيم مهربان بازي مي كنم و با گلهاي خندان مي خندم ...

با باد به دور دست ها مي روم ...

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 

داشتم وبگذرمو نیگا می کردم دیدم یکی از کره ی جنوبی اومده وبم ! یکی دیگه از افغانستان !

چقد بلاگفا قاطه ها ! ميرم مي زنم آخرين نظرات خوانندگان ، بعد از اينكه يه قرن طولش داد ، مي نويسه : نظري براي وبلاگ به ثبت نرسيده است !
يه چيزيت مي شه ها بلاگفا ! مواظب خودت باش !

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

همین جوری از بیکاری گفتم یه چیزی بنویسم ...

یکی اومده تو كلاسمون جديد  حالا قدر كلاس خلوتو مي دونم ...
اه ... چقدر بدم مياد يكي جمعمونو به هم بزنه ، يكي كه نمي شناسيمش

------------------------------

فعلا ۲ تا از امتاحاناي ميان ترم دومو دادم : علوم و عربي
علوم : علوم بيست شدم و خيالمم ازش راحت شد  من بد بخت نشستم تموم روزو علوم خوندم مهمونم كه داشتيم فقط رفتم سلام عليك كردم ، كلي جون كندم ... آخرش معلممون همون تكليفاي عيدو ازمون امتحان گرفت  واقعا نمي دونستم بايد خوشحال مي بودم يا ناراحت !

عربي : عربي همرو خوب دادم به جز يه بي دقتي ... كه نمرمو كرد ۵/۱۴ از ۱۵ . ( از قيافه ي شكلك ناراحت بدم مياد )
اصلا من هميشه به خاطر بي دقتي امتاحانامو خراب مي كنم  مثلا كلاس چهارم كه بودم امتاحان نيم ترم دوم رياضي رو به خاطر اينكه ۵۳ رو بر اثر بي دقتي نوشتم ۳۵ ، نمرم شد ۵/۱۹  ...
خلاصه كه من از بلد نبودن نمرم كم نشد و همينش مهمه  ( خوش بينم من  )

۳ شنبه هم امتاحان تاريخ داريم ببينيم اونو چي كار مي كنيم ...

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

موقه ی امتاحاناس ...
چه قد حال می ده وبلاگ جای نظر گذاشتن نداشته باشه !

ولی آخه نمی شه که ...

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 

امروز صبح كه از خواب بيدار شدم ، گفتم : خدايا هر چي مدرسه هست از رو زمين ور دار !

             خط فاصله از نوع بلندش (‌ مثلا )

... ديروز تو تلويزيون ديدمت ... بابا معروف ! ...

خط فاصله از نوع بلندش (‌ مثلا )

من بد بخت تو مدرسه : تشنم بود رفتم از سماور آب ريختم ديدم چه خنكه ، وقتي خوردم هر چي گچ بود رفت تو دهن و حلق و ...

خط فاصله از نوع بلندش (‌ مثلا )

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 

بعضیا چقدر حال بهم زنن !
مثل اردک خاکستری !
همه ی هفته تعطیلیم به جز جمعه می گه جمعه رو بیاین مدرسه
هیچیکی نیومده بود ولی کلاس ما اومده بودن ! با ۲ نفر دیگه  ولی خوب حال کردم ضایه شد  اگه هیچکی نمیومد که دیگه حسابی دماغ گندش می سوخت !
اصلا مخش تاب داره خودشم نمی دونه چی میگه و چی کار می کنه !
یه روز از عمرت باقی مونده باشه میگه باید حتما بیای مدرسه ... اسکل !
خدایا عقده ای ها و فلجان ذهنی رو شفا بده تا به جامعه آسیب نرسونن !
خوب چی کار کنم ؟ بعد قرنی شکلکای بلاگفا درست شده خوشم میاد بذارم !

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 


خیلی حال میده نظرای دیگران رو ورداری ویرایش کنی!!!هاهاها!!!(اون جوری که خودت میخوای)!
---------------------------------------
به خاطر وجود بعضی از آدمای کامبیزه که آدم مجبوره نظراتو تاییدی کنه دیگه ... !
---------------------------------------
چقد از آدمای 2رو بدم میاد ... نفرت دارم از 2رو بودن ... اه اه اه ... !
---------------------------------------
خواننده فقط TS ... !
---------------------------------------
بدم مياد اينجا درباره ي خودم بنويسم ... ولي دوست هم دارم درباره ي خودم بنويسم ... كمي ... !
---------------------------------------
چقد بده آدم تو خودش باشه ، نتونه حرفاشو به ديگران بگه ، يا اصلا ديگراني وجود نداشته باشه كه بخواد حرفاشو بگه ... احساساتشو ... ! آخه آدمي كه درك كنه كم پيدا مي شه ... !
---------------------------------------
من از سه نقطه با يك فاصله و علامت تعجب خوشم مياد ... ! احساس مي كنم علامت تعجب بيشتر علامت خندس تا تعجب ... !
---------------------------------------
وبلاگ نويسي كار باحاليه ، ولي بعضيا اينقد چرند توي وبشون مي نويسن كه آدم از هر چي وبلاگ و وبلاگ نويسه حالش بهم مي خوره ... !
---------------------------------------
اينقد دوست دارم آدمايي كه جو گير مي شن رو ضايه كنم ... خيلي حال مي ده ... !
---------------------------------------
از اونايي كه براي زياد شدن نظر : دير به مطلب جديد مي ذارن ، به اين و اون مي رن مي گن بيا وبم و ... هزار تا كار بچه گانه ي ديگه مي كنن واصلا به خاطر نظر وبلاگ مي زنن ، به شدت بيزار و متنفرم ... !
---------------------------------------
بیشتر مواقع با خوشحال کردن دیگران ، خودمم خوشحال می شم ... !
---------------------------------------
+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 

دستتو بده به دست من ،‌ تا با هم ديگه سوار ماشين روياهامون بشيم و بريم به جاهاي قشنگ ... به روياهامون ... خسته شدم از اين دنياي بي هيچ و پوچ كه با " مالش " همه رو به جون هم مي ندازه ...
پس وقتو هدر نده و دستت رو بذار توي دستم ... سفر بزرگي رو در پيش داريم !
+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 

هر چه قدرم که به آهنگ مورد علاقم گوش بدم خسته نمی شم ...
 نمی دونم چرا ...
ولی خیلی خوبه 
هر وقت که گوش می دم حتما باید تا آخرش گوش کنم خیلی دوسش دارم ... TSSSSSSSSSSS

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 

بعضی وقتا واقعا لازمه آدم یه تغییر و تحولی توی یه چیزی - حالا هر چیزی - ایجاد کنه ...

چقدر خوشم میاد بنویسم بعد ازش عکس بگیرم بندازم تو وب ... به جای تایپ ! از این به بعد شاید بعضی وقتا همین کارو کردم ،‌ حالا تا بعضي وقتا ... !
چقدر بده آدم با ذوق و شوق ورداره یه کاری رو انجام بده آخر سر ببینه همه ی تلاشاش واسه انجام دادن اون کار بی نتیجه بوده ...
+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 

خوبه ، خوشحالم ...
روز به روز داره بيشتر از TS خوشم مياد ... love struck iPod ام رو پر كردم از آهنگاش ... dancing

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 

روز به روز دارم به اطلاعات بيشتري درباره ي " كد قالب و ويرايش اون " دست پيدا مي كنم ...
!!! ايول به ليلا !!!
شايد يه روز يه سايت قالب هم زدم ... !
بازم :!!! ايول به ليلا !!!

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 

کلیدو جا گذاشتم ...
هیچ راه برگشتی هم وجود نداره ...
چی کار کنم؟!
----------------------------------------------------------------
واس چی وقتی یکی ‌BUSY یه ،
آنلاين مي شه؟
(يكي بايد اين سوالو از خودم بپرسه ! )

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 

چرا برای انداختن آشغال ، شیشه هاي ماشينو مي ديم پايين ولي براي كمك به اون بچه هاي گل فروش  يا چيزاي ديگه فروش كه واقعا نيازمندن شيشه ها رو پايين نمي ديم؟

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  |