اومدم همین جوری یه چیزی بذارم که اون پایینی آخرین مطلب ۸۷ نباشه
سال جدید خوبی داشته باشین
مسافرت بهتون خوش بگذره
عیدی های آن چنانی بگیرین
سیزده بدر خوش بگذره
بگین بخندین
و ...
اینا بود آرزو های من برای شما
حرفای لیلای متفاوت تر ... B-)
------------------------------------------------------------
بعضیا خیلی پر رواند هیچی بهشون نگی همه چی از اون دهن گشادشون می ریزه بیرون بدون کنترل ...
تنها برخوردی که میشه با این آدمای منگل که خیلی هم فکر می کنن بزرگن باید کرد اینه که در برابرشون گذشت کرد ... تا شاید خودشون سر عقل بیان ... و من هی می خواستم این جور چیزا رو ننویسم توی وبلاگم ولی دیدم نمی شه نمی تونم جلوی خودمو بگیرم ... !
آهای --- جون , حرفاتو نشنیده می گیرم !
(به شرط اینکه دفعه ی آخرت باشه ... آفرین کوچولو !)
خیلیییییییییییی خوش می گذره و
.
.
.
.
فقط ۴ روز دیگه مونده تا بریم مسافرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت![]()
و همچنین:
.
.
.
.
.
فقط ۵ روز دیگه مونده به عید ... همگی با هم هووووووورا![]()
دس بزنین
شادی کنین![]()
خدا کنه دوچرخمو بیارم ... و فکر کنم که میارم چون با اینکه باربند دوچرخه نداریم ولی ۲چرخه ی من تا می شه!![]()
![]()
فکر کنم این آخرین آپه ۸۷ باشه
به همه تعطیلات نوروز خوش بگذره
خدا فظظظ!
(بیشتر بهش میاد شیشه پاک کنه تا خداحافظی!)
راستییییییییییییییییییی یادم رفت بگم که من نظرات رو فعال می ذارم حالشو ببرید! فقط از اعتماد من سوءاستفاده نکنید لطفاااااااااااااا"
عید همه مبارک ! ۸۸ خوبی داشته باشین!
امسال هم با همه ی خوبیا و بدی هاش ... داره تموم میشه!
حالا یه مطلبم درباره ی همین موضوع میذاریم!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دیروز رفتیم یه شهری که توش کارناوال بود ...
خیلی باحال بود ... پر شدیم از خورده کاغذ! جیبامون پر شدن از شوکولات ...
خلاصه خیلی حال داد ...
کاش هر کسی دنیاشو با رویاهاش می ساخت ... خیلی خوب بود بود اون جوری ...
...
"کاش" هم دنیای شیرینی داره ... یه جور رویاست ...
...
کاش "کاش"هام همشون بر آورده می شدند ... کاش ...
...
"عمر" با شتاب از کنارم رد شد و من هنوز دارم تو مرداب عمیق "کاش"هام دست و پا می زنم ...
امروز رفتیم آکواریوم بالاخره طلسم اردوی امسال هم شکسته شد ...
خیلی باهال بود تازه خرید هم کردیم!
واقعا به قول یه نفر بهتر از در افتادن با کنفر... بود!
چون خیلی گیره! و اصلا نمیشه باهاش چونه زد!![]()
خلاصه که دلتون بسوزه ... هیچی عکس نگرفتم وگرنه براتون میذاشتم تا ماهیای منقرض شده و در حال انقراض رو ببینید!
دگر بیش از این نمی گویم تا دلتان آب نشود!(بزن قدش:
)
چقد فیلمای ایرانی رو ضایه می سازن! البته بیشترشو آدم دو قسمت از فیلم رو که ببینه دیگه تا آخرشو می دونه چی میشه!
چه بیخود ... !
من:بازم تو؟
M:خوب گفتم تنهايي،از تنهايي درت بيارم.
من:حالا خوبه هميشه من برات حرف ميزنما.
M:حالا بالاخره كه چي؟مي خواي اونقد اينجا بي كار و تنها بشيني تا زير پات علف سبز شه؟نمي ري يه كاري واسه ي خودت دست و پا كني،منم ميام ديگه!
من:راست مي گي!خودمونيما ... خوب شد اومدي ديگه داشتم حسابي كلافه مي شدم ...
M:خوب،خاطره ي اون روزو بگو.همون روز كه ...
من:ول كن بابا حوصله ندارم.وخ گير آورديا ...
M:تا نگي كه ولت نمي كنم.اصلا نگي فكر خودت مشغول ميشه![]()
من:![]()
M:![]()
من:عجب غلطي كردم از همون اول اولش بهت رو دادم بياي اين ورا ها ...
در وسط بگو مگو ...
X:ديوونه اي يا. با .... حرف مي زني؟
من:
اين ديوونگي نيست.تو بي احساسي به من چه؟تازه من با .... حرف نمي زدم![]()
X:نه بابا! خوبي تو ...؟
من:ساكت شو برو بيرون.
در اين لحضه،X،سري به حالت تاسف براي "من" تكون داد.
من:آخي ... ترسيدي ...؟ كجا در رفتي؟ تازه داشتم حال مي كردم.
M:من تنهات ميذارم حالتو بكن ...
من:آخي! آدمكي! دفعه ي ديگه كه جلوم جوونه زدي اينقدر حرف مي زنم تا تسليم شي! ها ها ها ...
بعضي ها چقدر اسكل و بي احساسند ... !
بعضیا چقدر پر توقع اند
؟
خیلی دوست دارم نظرتونو در این باره بدونم!
خوب چی بنویسم؟
حوصلم سر رفته
هیچ چیز خاصی نیست بخوام باهاش سرگرم بشم کامپیوترم دیگه حدی داره ...
هرچی کتاب توی خونمون بوده تهشو در آوردم حتی اونا که به دردم نمی خوره![]()
از یه کتاب توی این دنیا خوشم اومد که اونم باید یه سال و خوردی صبر کنم تا بهش برسم![]()
راستی یه کتابه هست:بامداد خمار؟خوب؟همه می گن خیلی قشنگه ولی من اصلا خوشم نیومد نمی دونم چون شاید اندازه ی سنم نیست این جوری فکر می کنم فقط همین قد از این کتاب می دونم که خیلی خسته کنندست و من ۲ هفته زور زدم ۵۲ ص بیشتر نخوندم بقیشو دخترعمم برام تعریف کرد
درصورتی که یه کتابه هست ۳۰۰ صفحست و من چون دوست دارم بدونم چی میشه و از کتابشم خوشم میاد دو - سه روزه تمومش کردم!
خوب دیگه چی؟از مدرسمون یه خورده بگم که خیلی حال میکنم باهاش چون مثه مدرسه های ایران نیست پلیس مدرسه و از این کامبیز بازیا هم نداره هر کی هر کار خواست می کنه آخرشم خودشو میکشه کنار ... در واقع مثه پست بالایی ببخشید پایینی عمل میکنه!اگه می خواید کمی بیشتر بدونید بری یه سری به این وبلاگ بزنید ...
فعلا که دیگه چیزی نیست بخوام در موردش بگم پس تا بعد خدا فظظظ!