تبليغاتX
لي لي حوضک

لي لي حوضک

حرفای لیلای متفاوت تر ... B-)

پوففففففففففففففففف!

مثلا می خواستند ما رو ببرن اردووووووو

دیییییییر رفتیم گفتن وقتتون تموم شده!

برن بمیرن!

تقصیر خودمونه اول باید راه رو یاد می گرفتیم بعد می رفتیم!

خلاصه که خیلی اعصابم خورد شداه اینجام که شکلک عصبانی رو نداره ...

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

خیلی دوست دارم نظرمو درباره ی زبون فارسی بدونم منظورم اینه که اگه یکی جلوتون یه زبون دیگه ای صحبت کنه که شما بلد نباشین خوب با خودتون میگین مثلا چقدر زبونش باحاله ! یا مزخرفه !
منم دوست دارم یه غیر ایرانی بودم یکی میومد جلوم فارسی صحبت می کرد ... با خودم چی فکر می کردم درباره ی فارسی؟خیلی دوست دارم جواب این سوالو بدونم ...

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

۳ شمبه ها انشا و جغرافی داریم ینی یه هفته باید انشا بیاریم برای زنگ آخر یه هفته جغرافیا ... حالا از شانس خوب ما هر هفته که انشا داریم یه اتفاقی میفته ... یه هفته که تعطیل میشه ... یه هفته که یه مراسم داریم زنگ آخر ... این هفته هم میخوان ۳شمبه ببرنمون اردو ... ما هم که خیلی از انشا خوشمون میاد ...حالا این دفعه معلممون گفت برنامه ی ۲شمبه رو جای ۳ شمبه بیارین ... موضوع انشامون اینه:اتاق خود را توصیف کنید ...!
 - در اتاقم را باز کردم تار عنکبوتی پاره شد و روی زمین افتاد از بس اتاقم تمیز بود می توانستم خودم را در آن ببینم ... در کمدم را باز کردم از داخل کمد کلی جسد موش مرده و عنکبوت له شده بیرون ریخت ...!-

کمی تکان دهنده بود نه؟ حالا نمی خواد زیاد جدی بگیرید!اتفاقا همیشه اتاقمو تمیز نگه می دارم

خدا فظظظ!

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

وای!

همه چیزم به باد رفت!


خیلی حال میده آهنگی رو بیاری که خیلی ازش خاطره داری بعدش بذاری تو گوشت بخونه و چشماتو ببندی با تمام وجود بهش گوش بدی ... نه ؟

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 

تولده دست بزنین شادی کنین

تولد انقلاب

۲۲ بهمن مبارک باشه

امروز علاوه بر تولد انقلاب تولد یه نفر دیگه هم هست که براش آرزوی پیروزی و موفقیت درکارش رو میکنم...!

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

خدایا!بیماران روحی روانی رو شفا بده!

خدایا!منگلان وبی مخان رو شفابده!

خدایا!اونایی رو که فکر میکنن فقط خودشون توی این دنیا وجود دارن و از همه بزرگ تر و باعقل ترن رو شفای عاجل عنایت فرما!

خدایا!اونایی رو که میخوان خودنمایی کنن و خودی نشون بدن رو ادب کن!

خدایا!به زشتا یه خورده صبرو تحمل و همچنین مخ عطا فرما تا به خاطر خوشگلی کارای دیوونه هارو نکنن!(آخه این موضوع منو خیلی برده توی فکر)!

خدایا!به بعضیا عقل گرامی بده تا به خاطر کارای بیخودی وقت خودشون و دیگرانو تلف نکنن!که آخرش هم هیچی به هیچی!

خدایا! . . .

الهی آمین!

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

بهترین دوستا هم میتونن بد ترینا باشن...

راست میگم

خودم یه روزی یه نمونشو دیدم!

یه جایی هم خوندم...

خلاصه زیاده ... !

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

بعضی موقه ها واقعا هال میده آدم الکی بخنده چون یه کم شاد میشه شایدم خیلی(شاد میشه) ... شاید دیگران فکر کنن که دیوونس و کاری به کارش ندارن(آدم رو میگم!) ... خیلی از دردا با خنده رفع میشه حالا دقیق نمی دونم چی(علمی بود این یکی!) ... و ... و ...

خلاصه که من با الکی خندیدن هال میکنم حالا الکی هم نباشه مثلا به یاد آوُردن بعضی چیزا خاطره ها اسما اسمایی که برای همدیگه انتخاب کردیم(لقب!)وخلاصه هرچیزی ...

وقتی میخندی برای چند لحظه هرچند کوتاه هرچی بوده فراموش میکنی و فقط شادی حتی اگه قبلش غمگین بوده باشی!که انشاا... نیستی!

پ.ن:هدفم از وبلاگ زدن که یکی پرسیده چیه اینه که اولش همین جوری وبلاگ زدم اگه یه نگاهی به اولین پست ها بکنین میبینین که معمولا از جایی مینوشتم و یا مثل تازه واردا می نوشتم و عکس میذاشتم و ... خلاصه هدف خاصی نداشتم ولی الان که بیشتر فکر میکنم میبینم که آدم یه خورده با وبلاگ نویسی احساس سبکی میکنه نمی دونم شماهم این احساسو دارید یا نه ...

پ.ن:چرا بعضیا فقط برای خودنمایی و مثلا اینکه خوشگل بشن توجه کنین: فقط برای خودنمایی و برای اینکه خوشگل بشن(البته به خیال خام خودشون) دست به یه کارای خیلی عجیب و غریب میزنن؟(اینجا دیگه واقعا نیاز بود!)

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

تو یه لحظه زندگی برام خسته کننده ترین و بیخود ترین کار دنیا  شد...چرا؟

یه اتفاق خیلی بد که ... با فهمیدنش ... همه چی به هم ریخت

L.C كجايي كه خيلي دلم برات تنگ شده...قربونت برم...

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa 

میدونم که فاصلم ازت خیلی زیاده
خیلی خیلی زیاد...اونقدر که اگه بخوام بگم تموم صفحه پر میشه...
کمک کن تا زود تر بهت برسم...
خواهش میکنم...دست کوچیکمو بگیر تو دستای گرم ومهربونت و منو آروم به سمت خودت بکشون...
حالا ,حالا انگار کمی نزدیکتر از فاصله ی همیشگی ام...
مواظبم باش تا توی این راه کسی منو گول  نزنه, بهم حمله نکنه ...
قربونت برم خدا جون!
+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

برام مهم نیست که کی دربارم چی فکر میکنه...
اگه اون کارو بکنم
اگه اون
لباسو بپوشم
اگه اون برنامه رو ببینم
اگه اون حرفو بزنم
اگه از اون چیز خوشم بیاد
اگه اون شخص خوشم بیاد (خواننده بازیگر...)

 

دیگه واقعا برام مهم نیست ... من که برای دیگران زندگی نمی کنم ... می کنم؟؟؟

 

آخر نوشت۱:دلیل اینکه نظراتمو گذاشتم کابل برق فقط برای این بوده که دوست نداشتم به جای همین کابل برقی که الان هست،كلمه ي نظر باشه!حالا بعد از اين مسئله دليل انتخابم براي كلمه ي كابل برق،اين بوده كه هم خنده داره حداقل براي خودم و هم اينكه كلمه ي ديگه اي پيدا نكردم!!!
آخرنوشت۲:واس چي فونت Tahomaم ها رو کوتاه مینویسه؟؟؟

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

همیشه باهاته...همیشه کنارته...فقط کافیه که پیداش کنی،بهش توجه کنی،باهاش حرف بزنی و  بهش همه چیزوـ زندگی رو ـ یاد بدی!
اون همیشه باهات حرف می زنه و ازت سوال می پرسه،ولی این تویی که گمش کردی و حرفاشو نمی شنوی!
-من وجودشو حس کردم،باهام حرف زده،باهاش حرف زدم...ازم سوال پرسیده،بهش جواب دادم...

از این به بعد باهاش باش،تنهاش نذار،چون ممکنه عصبی بشه و همه چیزو بهم بریزه،آره آره درسته ...منظورم کودک درونته...

مراقبش باش...تنهاش ندار...چون ممکنه...

                                            و در آخر،سلام من رو هم بهش برسون!

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

تولد وبلاگم مبارک باشه...البته با یه روز تاخیر...

...فعال می ذارم حالشو ببر...(تا یه مدتی فعال بود...)

+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  |