1)سبزه
2)سرکه
3)سمنو
4)سیر
5)سیب
6)سنجد
7)سکه!
اینا معمولا چیزاییه که وقتی سال میخواد تحویل بشه،سرسفره ها گذاشته میشه.راستی!یه بار میخواستیم هفت سین بچینیم،یکیشو کم آوردیم!اون وقت جاش سنجاق قفلی گذاشتیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ما همیشه برای سبزه درست کردن،ازعدس استفاده میکنیم،شماچطور؟
راستی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 1 2 3...............

سال نو مبارک!

سال 87 خوبی داشته باشید.امسال،سال خوبی واسه هنرمندان ونام آوران نبود.مگه نه؟؟؟؟امیدوارم سال جدید وتعطیلات خوبی داشته باشید.خدانگهدار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+
به به!چه زیباست!هرچه قدر بخونم سیر نمی شم جمعه 24 اسفند1386 18:21 گیلداجون
|
برامون معلم فرانسه میاد.ولی سیگاریه.ازیه فرسخی بوی گندسیگارش آدم روخفه میکنه دیگه چه برسه به وقتی که میادکنارمون!!!!
سارااین رو به توتقدیم میکنم:تغمینه!هاهاها
+
به به!چه زیباست!هرچه قدر بخونم سیر نمی شم چهارشنبه 22 اسفند1386 17:18 گیلداجون
|
به چشمان تونگریستم،خورشیدزیبایی برایم طلوع کرد.
فکرکردم تونیز مرامی بینی،اما ندیدی.
گفتمدوستت دارم ومنتظرجواب بودم.
پنداشتم که صدایم رامیشنوی،اما نشنیدی.
خواستم که بیرون آمده وبه همراه من توپ بازی کنی.
پنداشتم که میایی،اما تونیامدی.
تصویری کشیدم،فقط به خاطراین که توببینی.
حتم داشتم آن راپیش خودنگه خواهی داشت،اما توجهی نکردی.
پشت توده ی هیزم ها،قلعه ای برای هردویمان ساختم.
پنداشتم که به همراه هم اردوخواهیم زد،اما...
می خواستم حرف دلم راباتو درمیان بگذارم.
پنداشتم،تو نیز مایل به درد دل کردن هستی،اما نبودی.
امیدوار بودم،درمسابقه ای که شرکت کرده ام،حضورت رااحساس کنم.
چشم به راه تو بودم،اما نیامدی.
ازتوخواستم تادراحساسات کودکانه ام،بامن سهیم باشی.
پیش خودفکرکردم که تونیزدوست داری،اما نتوانستی.
بزرگترکه شدم،برای دفاع ازوطن،به جبهه ی جنگ اعزام شدم،
ازمن خواستی که سالم به خانه بازگردم.
اما من بازنگشتم...
استن گیبارت
Stan Giebhardt
کودکان نه به خاطرامکانات مادی بلکه به خاطر عشق ومحبتیکه به انها داده ایم ،
مارابه خاطر می اورند.
+
به به!چه زیباست!هرچه قدر بخونم سیر نمی شم شنبه 18 اسفند1386 16:27 گیلداجون
|
تولد تولد...چندروز پیش تولد داداشم بود.امسال میره توی 2سال.خدایا ایشالا 1000000وحتی بیشترزنده باشه.دوستت دارم داداشی.تولدت مبارک
چهارشنبه ماروبردن موزه ی داینوسورهااااا!اولش فکرکردیم همش درباره ی داینوسورهاست ولی اینطورنبود.چندتاطبقه داشت که هرکودوم مربوط به یه چیزی میشد.مثلا"یه طبقش مال حشرات(سوسک ها،پروانه هاو...خلاصه چیزهای حال به هم زن)بود.یه طبقه مال تاریخچه ی انسان های نخستین بود.خلاصه که بدنبود.جای شماروهم خالی کردیم.
راستی اربعین حسینی روبه همتون تسلیت عرض می کنم.فعلا بای تا بعد...
+
به به!چه زیباست!هرچه قدر بخونم سیر نمی شم جمعه 10 اسفند1386 15:49 گیلداجون
|
یک زندگی که ارزش نجات دادن،داشتمردی زندگی خودرا در میان امواج خطرناک دریابه خطرانداخت،تاکودکی راازغرق شدن نجات دهد.بعد از این که کودک از آن واقعه ی دلخراش جان سالم به در برد وقوای ازدست رفته راباز یافت،روبه مردکرده وگفت:متشکرم،شمازندگی مرانجات دادید.
مرد به چشمان کودک نگاه کردوگفت:مهم نیست پسرجان،فقط مطمئن باش که زندگی تو ارزش نجات دادن را داشت.
ازیک نویسنده ی ناشناس
+
به به!چه زیباست!هرچه قدر بخونم سیر نمی شم یکشنبه 5 اسفند1386 16:44 گیلداجون
|