تبليغاتX
لي لي حوضک

لي لي حوضک

حرفای لیلای متفاوت تر ... B-)

1)سبزه
2)سرکه
3)سمنو
4)سیر
5)سیب
6)سنجد
7)سکه!
اینا معمولا چیزاییه که وقتی سال میخواد تحویل بشه،سرسفره ها گذاشته میشه.راستی!یه بار میخواستیم هفت سین بچینیم،یکیشو کم آوردیم!اون وقت جاش سنجاق قفلی گذاشتیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ما همیشه برای سبزه درست کردن،ازعدس استفاده میکنیم،شماچطور؟
راستی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 1 2 3...............

 


سال نو مبارک!

 


سال 87 خوبی داشته باشید.امسال،سال خوبی واسه هنرمندان ونام آوران نبود.مگه نه؟؟؟؟امیدوارم سال جدید وتعطیلات خوبی داشته باشید.خدانگهدار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

به چشمان تونگریستم،خورشیدزیبایی برایم طلوع کرد.
فکرکردم تونیز مرامی بینی،اما ندیدی.
گفتمدوستت دارم ومنتظرجواب بودم.
پنداشتم که صدایم رامیشنوی،اما نشنیدی.
خواستم که بیرون آمده وبه همراه من توپ بازی کنی.
پنداشتم که میایی،اما تونیامدی.
تصویری کشیدم،فقط به خاطراین که توببینی.
حتم داشتم آن راپیش خودنگه خواهی داشت،اما توجهی نکردی.
پشت توده ی هیزم ها،قلعه ای برای هردویمان ساختم.
پنداشتم که به همراه هم اردوخواهیم زد،اما...
می خواستم حرف دلم راباتو درمیان بگذارم.
پنداشتم،تو نیز مایل به درد دل کردن هستی،اما نبودی.
امیدوار بودم،درمسابقه ای که شرکت کرده ام،حضورت رااحساس کنم.
چشم به راه تو بودم،اما نیامدی.
ازتوخواستم تادراحساسات کودکانه ام،بامن سهیم باشی.
پیش خودفکرکردم که تونیزدوست داری،اما نتوانستی.
بزرگترکه شدم،برای دفاع ازوطن،به جبهه ی جنگ اعزام شدم،
ازمن خواستی که سالم به خانه بازگردم.
اما من بازنگشتم...
استن گیبارت
Stan Giebhardt

کودکان نه به خاطرامکانات مادی بلکه به خاطر عشق ومحبتیکه به انها داده ایم ،
مارابه خاطر می اورند.


+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 

تولد تولد...چندروز پیش تولد داداشم بود.امسال میره توی 2سال.خدایا ایشالا 1000000وحتی بیشترزنده باشه.دوستت دارم داداشی.تولدت مبارک
چهارشنبه ماروبردن موزه ی داینوسورهااااا!اولش فکرکردیم همش درباره ی داینوسورهاست ولی اینطورنبود.چندتاطبقه داشت که هرکودوم مربوط به یه چیزی میشد.مثلا"یه طبقش مال حشرات(سوسک ها،پروانه هاو...خلاصه چیزهای حال به هم زن)بود.یه طبقه مال تاریخچه ی انسان های نخستین بود.خلاصه که بدنبود.جای شماروهم خالی کردیم.


راستی اربعین حسینی روبه همتون تسلیت عرض می کنم.فعلا بای تا بعد...
+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  | 


یک زندگی که ارزش نجات دادن،داشت

مردی زندگی خودرا در میان امواج خطرناک دریابه خطرانداخت،تاکودکی راازغرق شدن نجات دهد.بعد از این که کودک از آن واقعه ی دلخراش جان سالم به در برد وقوای ازدست رفته راباز یافت،روبه مردکرده وگفت:متشکرم،شمازندگی مرانجات دادید.
مرد به چشمان کودک نگاه کردوگفت:مهم نیست پسرجان،فقط مطمئن باش که زندگی تو ارزش نجات دادن را داشت.
ازیک نویسنده ی ناشناس
+ نوشته شده در در يكي از روزاي خدا  ساعت : ...   نويسنده : LeyLa  |