تبليغاتX
لی لی حوضک

لی لی حوضک

زندگي دو نيمه است: نيمه اول در انتظار نيمه دوم نيمه دوم در حسرت نيمه اول.

چشم های کوچکی ست که شب و روز،خیره برتو می نگرد.
گوش های کوچکی ست که به دقت هرکلمه ای که ازدهان تو خارج می شود،به خاطر می سپارد.
دست های کوچکی ست که که مشتاق و بی قرار،همان کند که تو می کنی.
...و پسرکوچکی ست که همیشه آرزو دارد،روزی همچون تو باشد.
تو معبود آن پسر کوچک هستی.
تو در نظر او خرد مند ترین شخص دنیاهستی.
در ذهن کوچک او،هرگز جایی برای شک وتردید نسبت به تو،وجود ندارد.
برای او،تو ثبات عاطفه،قدرت وعقیده ای.
هر آن چه می گویی وانجام می دهی،صادقانه وبی ریا باور می کند.
تو نقطه ی عطف باورهای اویی.
بزرگ تر که شد،چون تو خواهد گفت وچون تو خواهد کرد.
چشمان تیزبین وظریفی وجود دارد که به حقانیت مطلق تو،ایمان دارد.
چشمان او همیشه باز است وشب و روز تو رامی نگرد.
هر روز زندگی،با هرآن چه که می کنی،نمونه والگویی برای او خواهی بود.
او درانتظار روزیست که بزرگ شده و همچون تو باشد.

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 17:5 خیلی عالی بود حض کردم گیلداجون |

سلام دوستان.این گل روبه تمامی شماعزیزان تقدیم میکنم.البته این ازدهابه شماتقدیم میکنه

+ نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 16:56 خیلی عالی بود حض کردم گیلداجون |



همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند...به جز مداد سفيد...هيچ کسي به او کار نمي داد...همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}...يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند...مداد سفيد تا صبح کار کرد...ماه کشيد...مهتاب کشيد...و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توي جعبه ي مداد رنگي...جاي خالي او...با هيچ رنگي پر نشد...

+ نوشته شده در شنبه 10 فروردین1387ساعت 19:30 خیلی عالی بود حض کردم گیلداجون |

سوارماشین خودشده وراه خانه رادرپیش گرفتم.بعدازیک روزتمام،کاروفعالیت خسته بودم،امابادیدن بازی بیس بال یک لیگ کوچک محلی که درپارک نزدیک خانه ی من،ترتیب داده شده بود،توقف کرده وبرای تماشای بازی،نشستم وازپسربغل دستی خودنتیجه ی بازی راپرسیدم،باچهره ای شاددرحالی که لبخندبه لب داشت پاسخ داد:14 به 0،به نفع تیم حریف.
گفتم:جدی میگویید؟بایداعتراف کنم که خیلی هم ناامیدبه نظرنمی رسید.
پسربانگاه متعجبی پرسید:ناامیدی؟چرابایدناامیدباشیم؟تازمانی که چوب چوگان دردست داریم،امیدپیروزی وجود دارد.

<جک کانفلید>

توجه                                                  توجه                                                                              
من مطالب وبلاگم روبراساس موضوع خاصی نمی نویسم.شاید یه بارطنز باشه،یه بارهم غم انگیزباشه.اینوگفتم بدونیدکه بعدنگیدوبت بی محتواست.البته ناراحت نمیشم چون بالاخره باید نظراتتون روبگیدولی ازقبل دلیلش روبدونیدبهتره.باتشکر.مدیروبلاگ لی لی حوضک

+ نوشته شده در پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 16:41 خیلی عالی بود حض کردم گیلداجون |

1)سبزه
2)سرکه
3)سمنو
4)سیر
5)سیب
6)سنجد
7)سکه!
اینا معمولا چیزاییه که وقتی سال میخواد تحویل بشه،سرسفره ها گذاشته میشه.راستی!یه بار میخواستیم هفت سین بچینیم،یکیشو کم آوردیم!اون وقت جاش سنجاق قفلی گذاشتیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ما همیشه برای سبزه درست کردن،ازعدس استفاده میکنیم،شماچطور؟
راستی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 1 2 3...............

 


سال نو مبارک!

 


سال 87 خوبی داشته باشید.امسال،سال خوبی واسه هنرمندان ونام آوران نبود.مگه نه؟؟؟؟امیدوارم سال جدید وتعطیلات خوبی داشته باشید.خدانگهدار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در جمعه 24 اسفند1386ساعت 18:21 خیلی عالی بود حض کردم گیلداجون |